می خواستم شمع باشم ...
" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند، طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند "

پ ن : فردا سالروز شهادت دکتر چمران هست . می خواستم به مناسبت سالروز شهادت دکتر شریعتی مطلبی داشته باشم اما گفتم یک بار هم مرد دوست داشتنی و محبوب من یادی کرده باشم .
دکتر علی شریعتی و شهید چمران از معدود شخصیتهای معاصر هستند که دوستشون دارم .
