یک پرسش امروز ذهنم به خودش مشغول کرده ! ایا ضروری است که کارکنان دارای یک حس خوب یا ذهنیت مثبت نسبت به مدیران خود باشند ؟ به این فکر کنید که شما امروز مسئول شعبه ، مدیر حوزه یا مدیر عامل استان خودتون هستید ! برای انتقال برنامه های مدیریتی خود به رده های مختلف سازمانی چه برنامه ای را در پیش می گیرد ؟ تصور کنید اولین روزی است که با عنوان مدیرت یک استان در یک شعبه حضور یافته اید ! به چه چیزهایی را برای تاثیر گذاری بیشتر بر کارکنان خود تاکید خواهید داشت ؟ مثلا اگر شیشه های بانک زیاد تمیز نبود ، با کارمند شرکتی چه خواهید کرد ؟ عذر او را می خواهید یا به مسئول شعبه تذکر دوستانه ای می دهید تا از این به بعد بیشتر از قبل رعایت حفظ پاکی و تمیزی محیط شعبه رعایت شود ؟ و ایااگر باجه های یک کارمند منظم و مرتب نبودند ؟ اگر عملکرد یک شعبه مناسب نبود ، ایا همان جا به کارکنان شعبه می گویید که این چه وضعی است که شعبه شما در منابع و مصارف و مطالبات دارد و دستور می هید تا بهبود وضعیت فعلی شعبه تمامی پاداشهای متعلقه به کارکنان ان شعبه را به حالت تعلیق در بیاورند ؟ ایا به تحویلدار شعبه این فرصت را می دهید تا با شما همکلام شود ؟ اگر قرار باشد ، یک همایش در جمع کارکنان محلی برگزار شود ، همه کارکنان را دعوت می کنید یا تنها حضور مسئولان شعب را کافی می دانید ؟ اگر تمایل به تشویق و تقدیر از رشد مطلوب یک شعبه را داشته باشید ، ایا از همه کارکنان ان شعبه تقدیر خواهید کرد و یا تنها مسئول شعبه را پاداش می دهید ؟ اگر در یک شهر حضور یافتید ، به دورترین شعبه از نظر بعد مسافت سر می زنید ؟ اگر شعبه دارای عملکرد مطلوبی بود ایا به ان شعبه سرکشی می کنید یا فقط به همان چند شعبه در مسیر راه خود می روید ؟ ایا دوست دارید کارکنانی داشته باشید که این قبیل پرسشهایی را در ذهن خود دارند ؟! و ایا هیچ نیازی به رفع چالش های فکری و ذهنی کارکنان خود نسبت به روشهای مدیریتی خود احساس می کنید ؟ به نظرم باورها و ذهنیت های مدیران و کارکنان یک سازمان در قبال یک دیگر نقش تعین کننده ای در هموار سازی انتقال اهداف و برنامه های سازمانی ایفا می کند و همچنین مدت فرایند اجرای برنامه و در نهایت میزان بهره وری و عملکرد بهینه سیستم ، نیازمند درک متقابل کارکنان و مدیران از یکدیگر است . مسئله مهم دیگر این است که باید کارکنان را در یک صف و کنار دست هم دید و از انها خواست در کنارتان باشند نه اینکه انها را در یک ردیف و پشت سر هم ببینید و .... پ.ن : یک نکته ای هم درباره عملکرد کارکنان که زیاد می شه در کارهای خودمون یا همکاران مشاهده کرد ، این هست که اگه قرار باشه یا اصلا شایعه بشه که امروز و فردا مدیر می یاد این حوزه یا استان بازدید ، یا بازرس می خواد بیاد ، خیلی از کارها درست و بر خلاف معمول همیشه صحیح و اصولی انجام می شند و خیلی چیزها سر جاشون قرار می گیرند . مثلا سعی می کنیم کنار دستمون تمیز باشه ، به مشتری لبخند بزنیم و باهاشون خوش بش کنیم (در زمان بازدید) ، یک سری از امار و اطلاعات به ذهن بسپاریم و ... از این قبیل موارد به شخصه بدون تعارف در کار خودم و شاید در همه همکاران به چشم خواهد خورد . البته این گونه نحوه انجام کارها و یک حس ترس هنگامی که احساس می شه ، بر کارها نظارتی وجود داره به یک اخلاق اجتماعی در جامعه ما تبدیل شده و تنها مختص بانک یا کارکنان سازمان ها نیست . هر وقت به موقعیتی رسیدیم که مثلا در صورت نبودن مامور و خلوت بودن چهار راه باز هم از چراغ قرمز عبور نکنیم ، می تونیم به فرجام مثبت کارهای خودمون امیدوار باشیم و این ادعا رو داشته باشیم که درست کار می کنیم . باید خیلی تمرین کنیم تا بجای زیاد کار کردن به درست کار کردن عادت کنیم . پ .ن 2: کجایند مردان بی ادعا !؟... |