تبليغاتX
کارکنان بانک صادرات ایران - رویای خوش رئیس شدن ...

کارکنان بانک صادرات ایران

اخبار بانک صادرات و شبکه بانکی،اطلاعات بانکی و بانکداری ، نظرات و پرسشهای مشتریان و کارکنان

بارها شده که به اینده کاری خودم فکر کردم و پیش خودم حساب و کتاب کردم که کی می تونم رئیس یک شعبه باشم .

 اغلب وقتی از باجه خسته می شم ، ارزو می کنم که هر چه زودتر پست بگیرم و از باجه نشینی خلاص بشم .

خودم هم زیاد تمایلی به رئیس شدن ندارم ، البته این برای وقتی هست که زیاد به این موضوع فکر نمی کنم  اما وقتی صحبت جدی میشه یا موقعیتی برای این امر فراهم می شه من هم به هیجان می یام .

حس خوشایندی نیست . چون در موقعیتی قرار می گیری که نسبت به همکار و دوستت دچار حسادت بشی و  شاید بخوای به قول معروف زیر پاش خالی کنی تا جایگاه مذکور صاحب بشی ...

یا پیش مسئول بالاتر خودنمائی و پاچه خواری کنی .

از طرفی دیگه وقتی می بینم کسی که قبل از عهده دار پست سازمانی شده و همون کاری انجام می ده که نفر قبلی و قبلی تر انجام داده و توانایی ایجاد یک تحول و تغییر ارزشمند در حوزه مسئولیت خودش نداره ...

یا یکی از اعضاء زیر مجموعه کار محوله بهتر و سریعتر انجام می ده ...

یا امکانات و موقعیت لازم برای تغییر و تحول در اختیارش قرار نمی گیره ...

از شور و هیجانم برای رئیس شدن کم می شه و  با خودم می گم که سخت ترین کار دنیا داشتن مسئولیت و تعهد نسبت به سازمان و کارکنان هست چون با یک عملکرد ضعیف و یک انتخاب نادرست باعث تضییع حق سازمان و کارکنانش می شه و پاسخگویی به این حق از عهده هر کس یا شاید هیچ کس بر نمی یاد ...

البته شاید فکر کنید که من به  رقابت سالم و شایسته سالاری در سیستم  اعتقادی ندارم . گرچه دید مثبتی به اون ندارم . ولی به نظرم معیار سنجش عملکرد دچار مشکل هست  . و بیشتر ارزشیابی ها ذهنی هستند یا عینی و  حقیقی .

اگه مقام مافوقت ذهنیت مثبت و خوبی از شما داشته باشه ، مطمئنا نمره ارزشیابی شما بالاتر و بهتر خواهد بود .

 متاسفانه خیلی اوقات این ذهنیت ممکن بنا به برداشتهای اشتباه ایشان یا سوء تفاهم یا گزارشهای مغرضانه به مسئولتون  باشه .

ممکن شما در نظر ایشان کارمند خوبی نباشید ، حتی اگر از خیلی ها بیشتر کار کنید و اثر بخشی عملکرد تون بالاتر از سایر همکاران باشه ...

 معیاری برای اینکه من بدونم که تفاوتی با همکار دیگه ام نزد سازمان دارم  وجود نداره . اینکه همکارم  بیشتر و بهتر کار کنه یا من ...

یا اینکه کدوم کارمند حضور و عملکردش برای سازمان موثرتر و ارزشمندتر هست .

بین کسی که در شعبه بالاشهر تهران هست یا اون همکاری که در یک نقطه دور افتاده و محروم به عنوان کارمند بانک صادرات مشغول به خدمت هستند ، چه تفاوتی وجود داره ؟

همین باعث می شه که کارمندی مثل من زیاده خواه و پر ادعا باشه و یا دیگری سرخورده و ناانید از توجه سیستم به عملکردش .

و به نظر من در ارتقاء شغلی یکی از موارد تاثیر گذار داشتن همکارانی که به شما کمک کنند نه کسانی که شما دستگیر و وسیه ترقی شغلی انها باشید .

ممکن شما در شعبه ای کار کنید که نقش عمده ای در رشد سازمان مربوطه داره یا با رئیسی که صاحب نظر و نفوذ در مراتب بالای سازمانی هست . قطعا حضور شما با عملکردی خوب در چنین اداره یا شعبه ای ، باعث می شه  شما مراتب رشد سازمانی زودتر طی کنید .

اما یک کارمند با کارایی قابل تحسین در یک شهرستان و یا یک شعبه روستایی و دور افتاده ، نمی تونه چشم انداز اینده شغلی روشن و مورد نظرش  داشته باشه . باید به همون شغلهای موجود در شهر و حوزه خودت دلخوش باشی . مگر اینکه همای سعادت چشمش بنده و اشتباهی بیاد روی شونه هاتون بشینه یا اشنای صاحب منصب داشته باشید که بتونه با یک جهش از نردبان ترقی شما رو بالا ببره .

خوب که فکر می کنم به همون اداره مرکزی استان خودمون تا حالا نشنیدم یکی از همشهریان خودم در شهسوار و رامسر با طی مراحل و مراتب سازمانی حضور داشته باشه ، حتی به عنوان کارمند ساده ....

یعنی هیچ کدوم از دوستان و همکاران گذشته و حال ما شایسته حضور در پستهای بالای همین استان خودمون نبودند .

 الان وقتی خوب به این چیزها فکر می کنم می بینم که  رویای مدیر عامل بانک صادرات شدن که من در سرم داشتم ، فقط یک اندیشه ، تصور و وهم بچه گانه و دور از ذهنی بیش نخواهد بود  

پ .ن 1: دیگه نباید چیزی بنویسم  ، چون ممکن من از همین شغل شریف تحویلداری هم محروم کنند و خانه نشینم کنند .

پ.ن 2 : برای همه دوستان و همکاران ارزوی شادی ، سلامتی و موفقیت دارم .

 

 مطالب ما را از طریق فیدریدر بخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:33  توسط مهدی صمدی   |