يکی از بزرگترين چالشها و دستاوردها برای مديران امروز ايجاد انگيزه در اعضای تيمهای کاری تحت رهبری آنان است، به گونهای که اين انگيزه سبب آشكار شدن بيشترين تلاش و جديت در آنان شود.
برخی از مديران احساس میکنند که كاركنان زير نظارت آنان بايد در انجام کارهايشان مسووليتپذيری بيشتری از خود نشان دهند. به نظر آنان كاركنان برای يافتن پاسخ پرسشهاي خود منتظر راهنمايی آنان میمانند. از سوی ديگر مديران خود نيز به دنبال اطلاعاتی هستند تا با آگاهی از آن بتوانند كاركنان را در انجام وظايف فنی خود به افرادي باانگيزه و مشتاق تبديل كنند.
پيش از آنکه برخی از راهبردهاي ايجاد انگيزه در كاركنان را بررسي كنيم؛ يادآوري چند نکته ضروري به نظر ميرسد:
1• مديران نمیتوانند كاركنان خود را در انجام کارها مجبور به انگيزهدار شدن کنند. هنر مديريت در ايجاد شرايطی است که برای با انگيزه کردن افراد بيشترين کارآيی را دارد.
افراد سرانجام به شيوهای برانگيخته ميشوند و براساس نيازهای درونی خود، به الهامات و تصويری که از خود در ذهن دارند، واکنش نشان میدهند.
مديران کارآمد میتوانند به درون اين فرآيندهای داخلی گام نهند و از طريق روابطی که با افراد زير دست خود برقرار میکنند، فضای کاری مورد نظر را شکل دهند.
2• هيچ فرضيه يا روش واحدی برای بر انگيختن افراد وجود ندارد. انگيزهي کاری يکی از موضوعاتی است که بيشترين مطالعه درباره آن صورت گرفته است و در ادبيات مديريت بسيار يافت میشود.
اين واقعيت که انگيزه بسيار مورد توجه قرار گرفته است ناشی از نقش کليدی اين عنصر در موفقيت يک سازمان است.
اين اهميت همچنين نشاندهندهي نبود توافق جمعی و نظر عمومی واحد دربارهي نكاتي است که میتواند در افراد انگيزه ايجاد كند.
3• برای با انگيزه كردن کارکنان در انجام جدی امور و نيز نوآور ساختن آنها بيش از يک راه وجود دارد. مديران کارآمد از فرصتها و محدوديتهای موجود در يک محيط کاری درك درستي دارند. از اين رو بر مواردي تكيه ميكنند كه به راستي ميتواند در كاركنان انگيزه ايجاد كند.
مترجم: سيد عليرضا حجازي منبع : به اندیش
برخی از مديران احساس میکنند که كاركنان زير نظارت آنان بايد در انجام کارهايشان مسووليتپذيری بيشتری از خود نشان دهند. به نظر آنان كاركنان برای يافتن پاسخ پرسشهاي خود منتظر راهنمايی آنان میمانند. از سوی ديگر مديران خود نيز به دنبال اطلاعاتی هستند تا با آگاهی از آن بتوانند كاركنان را در انجام وظايف فنی خود به افرادي باانگيزه و مشتاق تبديل كنند.
پيش از آنکه برخی از راهبردهاي ايجاد انگيزه در كاركنان را بررسي كنيم؛ يادآوري چند نکته ضروري به نظر ميرسد:
1• مديران نمیتوانند كاركنان خود را در انجام کارها مجبور به انگيزهدار شدن کنند. هنر مديريت در ايجاد شرايطی است که برای با انگيزه کردن افراد بيشترين کارآيی را دارد.
افراد سرانجام به شيوهای برانگيخته ميشوند و براساس نيازهای درونی خود، به الهامات و تصويری که از خود در ذهن دارند، واکنش نشان میدهند.
مديران کارآمد میتوانند به درون اين فرآيندهای داخلی گام نهند و از طريق روابطی که با افراد زير دست خود برقرار میکنند، فضای کاری مورد نظر را شکل دهند.
2• هيچ فرضيه يا روش واحدی برای بر انگيختن افراد وجود ندارد. انگيزهي کاری يکی از موضوعاتی است که بيشترين مطالعه درباره آن صورت گرفته است و در ادبيات مديريت بسيار يافت میشود.
اين واقعيت که انگيزه بسيار مورد توجه قرار گرفته است ناشی از نقش کليدی اين عنصر در موفقيت يک سازمان است.
اين اهميت همچنين نشاندهندهي نبود توافق جمعی و نظر عمومی واحد دربارهي نكاتي است که میتواند در افراد انگيزه ايجاد كند.
3• برای با انگيزه كردن کارکنان در انجام جدی امور و نيز نوآور ساختن آنها بيش از يک راه وجود دارد. مديران کارآمد از فرصتها و محدوديتهای موجود در يک محيط کاری درك درستي دارند. از اين رو بر مواردي تكيه ميكنند كه به راستي ميتواند در كاركنان انگيزه ايجاد كند.
مترجم: سيد عليرضا حجازي منبع : به اندیش
مطالب ما را از طریق فیدریدر بخوانید
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:20  توسط مهدی صمدی
|

