يك كارمند متعهد براي سازمان، فوق العاده ارزشمند است. او مي تواند با احساس مسئوليت و انجام به موقع كارها، در افزايش توليد و ايجاد بهره وري موثر باشد.
بنابراين مديران مي توانند با برآورده كردن نيازهاي اساسي كاركنان، برقراري اعتماد متقابل و ايجاد يك فرهنگ تشويق آميز، كاركنان را نسبت به سازمان متعهد كنند و بدانند كه تا زماني كه نيازهاي مادي و معنوي كاركنان برآورده نشود آنها هرگز به طور كامل نسبت به سازمان احساس تعهد نخواهند كرد.
يكي از موثرترين راههاي حفظ تعهد در كاركنان و نگه داشتن آنها در سازمان، غني سازي شغلي و افزايش انگيزه در آنان است.
قدرداني از افراد به خاطر عملكرد برترشان، انگيزه اي است كه در حفظ تعهد كاركنان و ايجاد رضايت شغلي در آنان بسيار موثر است. لازم به توضيح است كه هرگز ارزش و تاثير عميق استفاده از اصطلاحات ساده "متشكرم"، "دستتان درد نكند" در مقابل انجام كارهاي ساده را دست كم نگيريد، زيرا اين كارها سبب ايجاد تعهد در كاركنان و به دنبال آن افزايش فعاليت وبهره وري در آنها مي شود.
استفاده از محرك هاي مالي مانند افزايش حقوق و مزايا، پرداختهاي موردي تشويقي و غيره براي عملكردهاي استثنايي و داراي بهره وري بالا از نظر حفظ تعهد كاركنان حائز اهميت است.
فعاليتهاي تيمي
ارتباطات خوب، جوهر رويه هاي تيمي است، به ويژه هنگام تصميم گيري و اداره نشست ها و جلسه ها تيم هاي با عملكرد عالي:
تصميمات براساس نظريات جمع گرفته مي شود.
جلسه ها كارآمد و وظيفه محور است.
به جاي مشخص كردن اينكه چه كسي مقصر است بيشتر بدنبال حل مسئله است.
همه اعضا در بحثها شركت مي كنند.
صورت جلسات به موقع توزيع مي شود.
همه اعضا خوب گوش مي كنند و جلسه را دنبال مي كنند.
بازخورد مكرر به افراد در رابطه با عملكرد داده مي شود.
به همه اعضا آگاهي هاي لازم داده مي شود.
برنامه هاي فوري و مهم، به روشني تبيين شده و در مورد آنها به توافق مي رسند.
تيم هاي با عملكرد ضعيف
يك شخص، به تنهايي تصميم مي گيرد.
جلسه ها بدون تصميم گيري و ارايه راه حل، جريان مي يابد.
تلاش قابل ملاحظه معطوف به تعيين كسي است كه به وجود آورنده مسئله (ها) است.
بحثها منحصر به تعداد كمي از اعضاي تيم است.
براي جلسه، صورتجلسه تهيه نمي شود.
گفتگوي غيرمستقيم بيشتر از گفتگوي مستقيم است.
در مورد عملكرد به افراد بازخوردي داده نمي شود.
مكانيزمي وجود ندارد تا به همه اعضا آگاهي لازم داده شود.
برنامه هاي فوري و مهم، مدام ناديده گرفته شده و يا رها مي شود.
اعتماد به نفس
از "فورد" ميلياردر معروف آمريكايي و صاحب يكي از بزرگترين كارخانه هاي سازنده انواع اتومبيل در آمريكا پرسيدند:
" اگر شما فردا صبح از خواب بيدار شويد و ببينيد تمام ثروت خود را از دست داده ايد و ديگر چيزي در بساط نداريد، چه مي كنيد؟"
فورد پاسخ داد: "دوباره يكي از نيازهاي اصلي مردم را شناسايي مي كنم و با كار و كوشش، آن خدمت را با كيفيت و ارزان به مردم ارايه مي دهم و مطمئن باشيد بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود."
سوار بر روي يك پرتوي خورشيد
روزي "آلبرت انيشتن" در منطقه اي دور از شهر، زير نور خورشيد نشسته بود و در خيال خود چنين تصور مي كرد كه دور دنيا را با سوار شدن بر روي يك پرتو خورشيد طي مي كند. گذر او در فضا از مسيري منحني بود، و او از اين تخيّل خلاق، به ماهيت فضاي منحني پي برد. البته سالها طول كشيد تا اين نظريه را با استفاده از علم رياضي به اثبات رساند. خلاقيت، بيش از ديگر صفات و توانايي هاي انساني، جنبه اي جذاب و جادويي دارد.
"انديشه" يا "انبار"
روزي از انيشتن پرسيده شد كه يك "مايل" چند "فوت" است؟ و او در پاسخ گفت: "نمي دانم" و ادامه داد:
" چرا مغزم را با انبوهي از اطلاعات پر كنم در حاليكه مي توانم آنها را در عرض2 دقيقه در يك كتاب معلومات عمومي پيدا كنم؟"
انيشتن عقيده داشت، بهتر آن است كه انسان از مغزش براي انديشيدن استفاده كند تا اين كه آن را به صورت انباري براي جمع آوري اطلاعات در آورد.
بگذاريد انديشه، هوايي بخورد
"ساوادا" يكي از مشاورين مديريت ژاپني، طي سميناري در تهران، از شركت كنندگان در آن سمينار پرسيد:
"آيا ممكن است دو ظرف هم وزن، هم شكل، هم جنس، هم رنگ و با ابعاد مساوي، يكي در آب فرو رود و ديگري بر روي آب شناور باقي بماند؟"
بيشتر ميهمانان حاضر در سمينار معتقد بودند كه امكان ندارد. ساوادا گفت:
"هدف من از طرح اين سئوال، همين پاسخ شما بود. همين غيرممكن پنداشتن امور. ضمن اينكه واقعاً چنين چيزي امكان دارد. براي مثال ما اگر كاسه اي را كج بر روي آب بگذاريم به مرور آب در آن جمع مي شود و به انتهاي آب مي رود ولي اگر كف ظرف مشابه بر روي آب قرار بگيرد، بر روي آب شناور باقي مي ماند."
تمساح و دايناسور؛
مصداقي از هنر "سازكاري" و يا "تغيير پذيري" تمساح و دايناسور شباهت هاي زيادي به يكديگر دارند.
هر دو خزنده هستند، هر دو خونسردند و هر دو در يك زمان در باتلاق هاي دوران سوم زمين شناسي ساكن شده اند. با اين وجود ميليونها سال است كه نسل دايناسورها از بين رفته، اما تمساح ها همچنان پا برجا هستند. چرا؟
با بياني ساده تر مي توان گفت كه تمساح ها قادر بوده اند با تغيير شرايط، خود را وفق دهند. ولي دايناسورها نتوانستند در مقابل وقوع بعضي حوادث و دگرگوني هاي طبيعي و جغرافيايي، خود را به سرعت تغيير داده و با محيط، سازگار شوند و آن موجودات عظيم الجثه و قوي ديگر وجود ندارند.
در حالي كه تمساح ها به سلامت در بسياري از رودخانه ها و يا درياها در سراسر جهان به حيات خود ادامه داده و نسل خود را همچنان حفظ كرده اند.
موثرتر از قانون، قويتر از تنبيه
سفرنامه اي از پاريس :
در عبور از مسير هر روزه به طرف بيمارستان، از خياباني دو طرفه و باريكي كه از شهر "سن ژرمن" در حومه پاريس مي گذشت، متوجه موضوعي شدم كه توجه مرا به خود جلب كرد و آن وجود چند تابلو غيرعادي بر در و ديوار چند خانه و ساختمان بود كه در همه آنها چند چيز مشترك به چشم مي خورد:
عدد45 و كلمه Respect و علامت بين المللي قلب يا دل.
از همراهم درباره اين مسئله سئوال كردم و او توضيح داد كه این خيابان، خياباني دوطرفه و باريك است كه به علت مسكوني بودن و تردد زياد كودكان و ديگر عابران پياده، سرعت مجاز در آن45 كيلومتر پيش بيني شده است. چند حادثه و بررسي آن نشان داد كه رانندگان، اين سرعت را رعايت نمي كنند. از آن به بعد ما در شوراي محله تصميم گرفتيم تا با كمك پليس، با حضور و مراقبت بيشتر و با كمين كردن و جريمه كردن رانندگان، شدت عمل بيشتري به خرج دهيم. اما به محض غيبت ماموران و در ساعات غيركاري آنها، حوادث تكرار مي شد.
وقتي از فشارهاي قانوني و افزايش جريمه ها مايوس شديم فكر كرديم، بياييم از احساسات و عواطف مردم كمك بگيريم. اين بود كه به شورا پيشنهاد شد كه تابلوهايي تهيه و در آن از مردم بخواهيم كه به رعايت سرعت45 كيلومتر احترام بگذارند و تابلوها را با چند علامت هم زينت دهيم تا تاثير عاطفي بيشتري داشته باشد. چند نفر از اهالي پيشقدم شدند تا اين تابلوها را بر سر در خانه و ديوار ساختمانهايشان نصب كنند. پس از مدتي متوجه شديم اين پديده تاثير خودش را گذاشته است و مردم خواهش و زبان دل ما را پذيرفته اند و حوادث به طور چشمگيري كاهش يافته است.
عوامل موفقيت
چهار عامل موثر و عمده در ايجاد و توسعه يك واحد صنعتي موفق عبارتند از:
- منش و عملكرد بنيان گذاران
- تاكيد بر اهميت مصرف كننده (مشتري) از ديدگاه توليد كننده
- تاكيد بر ارزش كاركنان از ديدگاه مديريت
- وجود فلسفه سازماني براي واحد صنعتي