انسانهای اوليه که دسته جمعی میزيستند، نيازی به تعويض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوايف و قبايل مبادلهی کالا به کالا رواج يافت. مبادلهی کالا به دلايلی با مشکلاتی همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گرانبها و سبک وزن، از جمله طلا، نقره و مس رو آورند.

در بيشتر کشورهای شرقی و آسيايی، فلزی که در مبادلهی کالا از آن استفاده میشد، حلقهای شکل بود. و در سه هزار سال پيش از ميلاد از آن استفاده میکردند که میتوان آن را قديمترين وسيلهی مبادله، پيش از اختراع سکه، دانست. در کاوشهای شوش حلقههايی از ويرانههای معابد، از دوهزار سال قبل از ميلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گرانبها، که معاملات را سهل و ممکن میساخت، مورد قبول عامه قرار گرفت. بدين ترتيب مرحلهی پيدايش پول آغاز شد.
واژهی پول
پول از کلمهی يونانی Obolos گرفته شده و آن سکهای بود برابر يک ششم درهم يا دراخم. کريستين سن معتقد است کلمه "پول" در زمان اشکانيان به ايران راه يافته است.
"سکه" نام دستگاه آهنينی بود که برای مهر زدن بر پولهايی که در ميان مردم رايج و با آن معامله میکردند، به کار میرفت. بعدها آن را اثر مهری میناميدند که روی سکههای حک میشد.

بنابراين سکه عبارت است از يک قطعه فلز به وزن معين که روی آن علامت رسمی دولت، يا حکومتی که عيار و وزن آن و ارزش آن را تعهد میکند، قيد شده است.
سکه در ايران در دوره ی هخامنشی
بیشک پيش از دولت هخامنشی و تصرف ليدی در سال ۵۶۴ قبل از ميلاد ايرانيان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود رواج داده بودند. پس از سقوط ليدی به دست کوروش، "يونا" يکی از ساتراپنشينهای هخامنشی شد که در "ساردس" کارگاه ضرب سکه بود و در زمان کوروش کبير خشايارشاه و کمبوجيه در آن ضرب سکه میکردند.
داريوش بزرگ سومين شاهنشاه هخامنشی (۵۲۱-۴۸۵ قبل از ميلاد) بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا پذيرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و بر خلاف مسکوکات قبلی فقط ارزش محلی نداشته باشد. زيرا سکههايی که در آن زمان در ايران رواج داشت، هيچيک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبود.

نخستين سکهای که از آن زمان باقی مانده سکه داريوش است که شهرت جهانی دارد. اين سکه را يونانیها "دريکوس" يعنی "داريوش" مینامند که آن را نبايد با کلمهی زرينه و درينه يکی تصور کرد. سکهی داريوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشيان هيچيک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازهی داريوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازهی داريوش سکهی نقره بزنند، چرا که ضرب سکهی طلا در انحصار مرکز بود. نخستين سکهی داريوش احتمالا در سال ۵۱۶ قبل از ميلاد ضرب شده است.
پس از فتح يونان به دست سپاهيان ايران و اختلاط ايران و يونان، واژهی درم در ايران متداول شد که اصل آن دارشم (دراخم) يونانی است و ايرانيان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها اين واژه را از ايرانيان اقتباس کردند. از مسکوکات دورهی هخامنشی، به جز دريک شکل يا سيکل، درم؛ کرشه را میتوان نام برد. واحدهای کوچکتر مسکوک زر، نيمستاتر و يکسومستاتر ناميده میشدند.
سکه در دورهی اشکانی
با غلبه اسکندر بر ايران سکههای طلا کمياب و از جريان خارج شد. در آن زمان ديگر در ايران طلا ضرب نمیشد. سلوکیها در معاملات داخلی خود سکههای نقره به کار میبردند و اشکانيان نيز به تقليد از سلوکيان از پول نقره استفاده میکردند. اشکانيان از نقره و مس و مفرغ نيز سکه میزدند. جنس برخی از اين سکهها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند.
سکههای اين دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقرهی چهاردرخمی با تعدادی مسکوک مسی؛ و نوع دوم يکدرخمی نقره و مسکوکاتی از مس. نوع اول سکهها در شهرهای يونانینشين و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقيم پارتها بود، ضرب میشد.
مسکوکات دورهی صفوی
سکههای عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکههای زمان شاه عباس "عباسی" ناميده میشد. اين سکهها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاهعباسی را يک "تومان" میگفتند، که دههزار دينار قيمت داشت. در اين دوره مسکوک طلا وجود نداشت. فقط سکههای طلا را که "شاهنشاه" نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب میکردند. اين سکهها در ميان مردم رواج نداشت و آن را اشرافی نيز میگفتند. علت اين نامگذازی بهای زياد آنها بود.
سکههای رايج اين دوره "غزبيگی" يا "غازبيگی" برابر پنجدينار يا يکدهم شاهی؛ "بيستی" معادل بيستدينار يا دوپنجم شاهی؛ "پول سياه" يا "قراپول" معادل بيستوپنج دينار يا نيمشاهی؛ "شاهی" معادل پنجاه دينار؛ و "عباسی" معادل دويست دينار يا چهارشای بود. تا انتخاب ريال به منزلهی واحد پول در ايران، در سال ۱۳۰۸ شمسی و حتی سالها بعد از آن، از اين واحدهای پولی استفاده میشد.
پس از صفويه نيز از اين مسکوکات استفاده ميکردند. در دورهی نادشاه واحد پولی به نام "نادری" وجود داشت، که ارزش آن دهشاهی بود.
مسکوکات دورهی قاجاريه
واحد اصلی پول قاجار تومان، قران و شاهی بود. تومان واژهی ترکی ايغوری است به معنی دههزار که در تقسيمات لشکری هر دههزار سرباز تومان و فرماندهی آنها اميرتومان ناميده میشد. تا پيش از قاجار از اين واحد پولی استفاده نمیشد. در دورهی مغول دههزار دينار را برابر تومان میدانستند. کسروی يکتومان مغول را برابر صدهزار تومان امروز میداند. تونان طلا اولين بار در زمان فتحعلیشاه قاجار ضرب شد.
وزن آن در ۱۲۲۴ قمری (۱۱۸۸ شمسی) يکمثقال و يکششم مثقال بود. در سال ۱۲۹۸ قمری در زمان ناصرالدينشاه، وزن طلای تومان کاهش يافت و ارزش آن برابر دهقران نقره يا دههزار دينار شد. اما سکهای به نام دينار وجود نداشت. در سال ۱۳۰۸ شمسی که آحاد پول ايران تغيير کرد، تومان به معنای ده ريال شد که هنوز هم اين لفظ رايج است.
در زمان فتحعلیشاه، سکهی نقرهی جديد، يعنی "قران" متداول شد، که معادل يکدهم تونان و پنجعباسی يا بيستشاهی بود. در اين زمان شاهی به صورت سکهی مسی در آمده بود. بنابراين سه شکل سکه در ايران رايج بود: تومانهای طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی پول رايج سکههای نقره بود.
مسکوکات دورهی پهلوی
پول دورهی قاجار تا اوايل دورهی پهلوی رايج بود. اما طلا پشتوانهی پول نبود. در سال ۱۳۰۸ شمسی طلا پشتوانهی پول شد. مسکوک نقرهی يکريالی به نمايندگی ريال طلا در کشور رايج و قران برچيده شد؛ مسکوک نقره، نيمريالی، دوريالی و پنچريالی شد.

ريال در اصل واژهی اسپانيايی است و آن نام سکهی نقرهای رايج در آن سرزمين بود که به معنی "شاهی" است. اين واژه مترداف "رويال" (Royal) انگليسی و "رگاليس" لاتين است که آن هم به معنای شاهی است و از ريشه "رکس" (Rex) يعنی شاه است.
از مسکوکات قانونی طلا در ايران در دورهی رضاشاه، سکهی پهلوی است که بر اساس قانون مصوب سال ۱۳۱۰ شمسی در مجلس شورای ملی، که برای تعيين واحد و مقياس پول ايران به تصويب رسيد، سکه پهلوی طلا به ارزش صدريال ضرب شد. اين سکه دارای عيار ۹۰۰ در هزار بود و با عکس شير و خورشيد و پادشاه مزين شده بود.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ در بهار ۱۳۵۸ سکهی طلای ايرانی ضرب شد که به نام "بهار آزادی" که دارای همان عيار پهلوی است. مسکوکات ريال نيز در اين دوره ضرب و اسکناس نيز مانند زمان پهلوی منتشر شد.
نشر اسکناس
مديريت بانک در ايران را ايران شناسان بنام نظير هوتم شيندلر و ژوزف رابيو بر عهده داشتند. با ابتکار رابيو بانک شاهنشاهی اقدام به چاپ اسکناسهای کوچک کرد و هم از اين راه وارد زندگی روزمره مردم شد و سود سرشاری کسب کرد. اسکناس در آغاز قرار بود با پشتوانهی طلا چاپ شود، اما بعدها با پشتوانهی نقره به چاپ رسيد و نيز میبايست پشتوانه طلا برابر هفتاد درصد اسکناسهای در گردش باشد که بعدها به رقم پنجاه درصد و پس از آن به سی درصد تبديل سد؛ که در حقيقت هفتاد درصد اسکناسها يدون پشتوانه بود، که اين کار سود سرشاری برای بانک در بر داشت.
در گذشته ديرين براي تداوم حيات، نياز هر فرد با تلاش فردي (شكار- توليد و ...) تامين ميشد ولي با گذشت زمان هرگز به توليد شخصي قانع نبود و اگر در آن روز بشر نميتوانست با زور هرچه ميخواهد به چنگ آورد ناگزير حاضر ميشد از راه معاوضه جنس با جنس (معاوضه مستقيم كالا با كالا) نيازهاي عادي زندگي را فراهم كرده و از اين راه امرار معاش نمايد. در اينگونه داد و ستدهاي اوليه (قرنها پيش از ميلاد) معاوضه دو كالا با هم بدون تعيين ارزش و معياري براي سنجش انجام ميپذيرفت تا آنكه راه (مبادله غيرمستقيم كالا با كالا) را در پيش گرفت و همين انتخاب موجب پيدايش "پول" گرديد.
بخش اول- پيدايش پول
1- كالا، واسطه مبادله:
همانطور كه اشاره شد در جوامع نخستين تحصيل انواع كالاهاي توليد شده جهت مصرف صرفا از طريق تعويض و مبادله دو كالا امكانپذير بود و اين مبادله مشكلات بسياري بهمراه داشت از جمله:
الف- امكان تعيين ارزش كالا براساس قبول واحد معيني كه مورد تاييد طرفين معامله باشد نبود.
ب- يافتن طرفين مبادله دو كالا (گوسفند و گندم) كه هر دو نياز به كالاهاي عرضه شده طرف ديگر داشته و آماده مبادله باشند چندان آسان نبود.
بشر در ابتدا براي حل چنين مشكلاتي اشيا و يا كالاهايي را به عنوان واسطه مبادلات به جهت سهولت داد و ستد انتخاب كرد و انتخاب آن بستگي به نوع و فراواني آن شيء يا كالاي واسطه در آن محدوده يا شهر داشت مثل صدف در سواحل دريا و گوسفند و گاو در نواحي كوهستاني و معتدل. در همان زمان هم براي حفظ مقدار عددي مبادلات يا نتيجه معاملات از ريسمانهاي گرهدار يا چوبخط بهره ميجستند.
گرچه با انتخاب كالاهاي واسطه دو اشكال اساسي فوق ظاهرا حل شده بود اما گاهي كالاي واسطه نيز به علت غيرقابل تقسيم بودن مانع انجام معاملات كوچك ميگرديد و يا به علت حجم زياد و ارزش كم نقش اساسي را كه ذخيره كالاي واسطه تا زمان احتياج به معامله باشد غيرممكن ميساخت و در بعضي مواقع نگهداري كالاي واسطه به علت فسادپذيري امكان نداشت.
2- مسكوك فلزي:
تنوع توليد و لزوم رفع نياز بشر از توليدات مختلف در سير گسترش اقتصاد كشورها موجب پيدايش دو كالاي اقتصادي با ثبات ارزش نسبي كه مورد قبول عامه باشد گرديد و اين دو كالاي فلزي طلا و نقره بود.
پس از آنكه فلزات قيمتي (طلا و نقره) كشف شد و مزايا و وجوه تمايز آنها نسبت به كالاهاي ديگر به ويژه فلزاتي مثل آهن و مس و مفرغ شناخته شد، جايگزين وسايل مبادلاتي قبلي كه فاقد خصوصيات فيزيكي طلا و نقره (وفور توليد بودند) شدند و به عنوان "پول" مورد استفاده قرار گرفتند. با گذشت زمان مسئولان امور در جوامع مختلف براي رونق داد و ستد و توسعه تجارت نسبت به ضرب سكههاي طلا و نقره اقدام نمودند. براي انجام اين كار، شمشهاي طلا و نفره را به سكههاي كوچك و متنوع تبديل و سپس آنها را به مهر خود ممهور و در قلمرو جغرافيايي خويش رايج ساختند.
بطوريكه مورخان ميگويند اختراع سكه از سده هفتم پيش از ميلاد مسيح در كشور ليدي پا گرفته، ولي در اكتشافاتي كه اخيرا در كشور هندوستان شده مسكوكاتي بدست آمده كه ظاهرا مربوط به پنج هزار سال قبل است (سه هزار سال پيش از ميلاد).
"هرودوت" مورخ سده پنجم قبل از ميلاد مسيح مينويسد: "در ميان مردم و ملتهايي كه ما ميشناسيم مردمان ليدي نخستين كساني هستند كه براي مصرف خود از زر و سيم سكه زدند."
البته گروهي از محققين علوم باستانشناسي معتقدند كه اين افراد (ضربكنندگان سكه) مهاجرين يوناني بودند كه در خدمت دولت ليدي سكه زدند و جهانيان اين اختراع را كه پس از اختراع خط بزرگترين اختراع است مديون يونانيها ميدانند.
پيش از روي كار آمدن هخامنشيان و سقوط كشور ليدي، ايرانيان از اختراع پول و رواج آن در خاك همسايه خود آگاهي داشتهاند زيرا پس از فتح ليدي به دست كوروش كه اين سرزمين نيز در قلمرو حكومت هخامنشيان درآمد در اكروسارس پايتخت ليدي كارگاه سكهزني (ضرابخانه) وجود داشته و به تحقيق دانشمندان امروزي ثابت شده كه اختراع سكه در روزگار شهرياري خاندان مرمناد اتفاق افتاده است.
اولين سكهاي كه در ايران رواج يافت، در زمان داريوش اول (516 ق.م) ضرب شد و نام آن دريك بود. هرودوت در مورد ضرب سكه دريك ميگويد: "او شاهي بود كه از خود يادبودي گذارد كه هرگز هيچ شاهي از خود باقي نگذاشته بود." و سكه ديگري كه رواج داشت "شكل" بود كه وزن 6/5 گرم نقره.
3- پول كاغذي:
همزمان با نقشي كه پول فلزي در بازارهاي مختلف مبادلات و معاملات پيدا كرد كار داد و ستد و تجارت را توسعه بخشيد و موجب گسترش حرفه صرافي شد. صاحبان اين حرف واسطه عمليات پولي بين تجار در داخل و خارج از كشور بودند كه عملكردشان مقدمه نشر پول كاغذي و تشكيل بانكهاي امروزي گرديد.
نشر پول كاغذي در دوران پيشين به صور مختلف وجود داشته كه در زمانها و مكانهاي گوناگون داراي نقش و وظايف محدود و خاصي بوده است. مثلا در روم قبل از ميلاد، صرافها اسناد كاغذي (دست نوشتههايي) در اختيار مشتريان خود ميگذاردند يا به اشخاصي كه مسكوكات (فلزات قيمتي) خود را پيش آنها به امانت ميگذاشتند، سندي به عنوان "قبض رسيد" ميدادند. اين اسناد كه به همين عنوان "قبض رسيد" معروف بودند، به اعتبار صراف صادركننده در بازار دست به دست ميگشتند و عملا وظايف پول مسكوك و رايج آن زمان را انجام ميدادند.
اين رويه پايهگذار سيستم پول كاغذي به اسكناس شد كه از بدو انتشار رابطه ثابتي بين ارزش اسكناس معاملاتي با طلا و نقره برقرار ساخت و قانونمند گرديد و از قرن نوزدهم، در چارچوب مقررات و قوانين پولي و بانكي هر كشور و تحت عنوان پول قانوني، رايج و در اقتصاد و سرمايهداري متداول و مطرح شد.
شايد اختراع پول يكي از كشفيات شگرف و بينظيري باشد كه بشر توانست مشكلات موجود در مبادله كالاها و خدمات را به كلي برطرف سازد.
بخش دوم- ويژگيهاي پول
1- تعريف پول:
در جملاتي كه براي تعريف پول بكار برده شده اكثرا شرح وظايف پول را بر تعريف آن برتر دانسته و حتي مجموع وظايف پول را يك نوع تعريف پول رسمي (قانوني) قلمداد كردهاند. مثلا:
ارسطو: پول واسطه مبادله، واحد ارزش و ذخيره ارزشهاست. (سه وظيفه پول)
علماي كلاسيك: پول كالايي است كه واسطه معاملات و معيار و مقياس ارزشها ميباشد.
اين دو بيان شامل توصيف كالايي است كه واسطه مبادله بوده و داراي ارزش ذاتي است و مشمول وظايفي شده كه بعهده دارد.
برخي ديگر: معتقدند پول آن چيزي است كه قانون ميگويد "پول" است. ما ميدانيم كه در قانون سخني از تعريف پول نيست بلكه در آن "واحد قانوني پول" تشريح شده است.
ژان مارشال: پول وسيله مبادله و حفظ و نگهداري ارزشهاي اقتصادي است (وظايف پول)
ترتيب، سلطنتها و حکومتهای ايرانی هم از دينار استفاده می کردند. اما به تدريج، در نتيجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتياج به واحدهای پولی بزرگتر پيش اومد. اين واحدها همه بر مبنای دينار بنا شده بودند.
اولين واحد پولی، سکه صد دينار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم خودش، «محمودی» ناميده می شد.
در همون زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه ديناری ضرب کردند که «شاهی» ناميده می شد. در حقيقت، يک شاهی، نصف يک محمودی يا به عبارت ديگه، يک محمودی، دو شاهی بود.
بعد از اون، تا زمانهای طولانی، سکه های نقره مورد استفاده، همين شاهی و محمودی بودند. واحدهای ديگری مثل «قران» (هزار دينار) و تومان (10000) دينار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا" هيچ سکه ای به نام قران يا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار می ياد. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود ديد: فرمانده ده هزار نفر).
در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب يک سکه کرد به ارزش 200 دينار يا دو محمودی. اين سکه به «عباسی» معروف شد و بسيار مورد استفاده قرار می گرفت.
در همين زمان، با باز شدن پای پرتغالی ها در ايران، سکه های پرتغالی در ايران رايج شد. اين سکه ها «رئال» نام داشتند ( که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزيل است). اين واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق 1175 دينار گرفته شد و در ايران به اين اندازه خريده می شد.
سکه رئال پرتغال در ايران به عنوان ريال رواج پيدا کرد و کم کم دولت ايران هم خودش دست به ضرب سکه های ريال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت.
در اواخر قرن هجدهم ميلادی، نادرشاه افشار هم يک نوع سکه به ارزش 500 دينار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خيلی زود مردم بجای نادری، شروع کردند به استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دينار: 500 دينار= ده شاهی).
در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ايران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار ديناری و دوهزار ديناری هم ضرب شدند (يک قرانی و «دوزاری»).
اما در ابتدای سلطنت پهلوی که قرار شد واحد پول ايران يکدست بشه، سکه های ريال بجای 1175 دينار به مبلغ 1000 دينار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول شد «ريال». همين ريال (يا به لفظ مردم، «قران») است که امروزه هم واحد پول رسمی ايران به شمار می رود.
در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناسهای پنج ريالی و ده ريالی (يک تومانی) چاپ شدند که هنوز هم در دست مردم برای کلکسيونهای مختلف پول هست. بقيه تاريخچه و چاپ اسکناسهای بزرگتر و غير معمول شدن سکه های صناری و ده شاهی، در ياد و خاطره بيشتر آدمهای امروزه هست
*****************************************************
در صدر اسلام پول كاغذي (اسكناس) بانكهاي تجاري و تورم وجود نداشت. از يك طرف كاغذ هنوز، به صورت امروزي رايج نبود و از طرف ديگر نياز جامعه هنوز پول كاغذي را ابداع نكرده بود. پولهاي رايج در كشورهاي قدرتمند زمان، مانند ايران و روم، عمدتا از فلزات گرانبها، مانند طلا و نقره تشكيل مي شدند. اين پولها خود ارزش جنسي و ذاتي داشتند. هر بار مسلمانان كشوري را فتح مي كردند پولهاي رايج آن سرزمينها را حفظ مي كردند و نگه مي داشتند. مثلا در ولايات شرقي امپراتوري اسلامي در ابتداي دوران بني اميه، مسكوكات نقره اي سلسله ساسانيان رواج داشتند كه اندك تغييراتي در نقوش آنها داده شده بود. مثلا كلمه «بسم الله » به نقوش ساساني اضافه شدند. در ولايات غربي نيز مسكوكات طلايي دولت ساقط شده بيزانس رواج داشت.
مالكيت پولهاي فلزي به مردم تعلق داشت. حكومت ها عمدتا از طريق دستيابي به غنايم جنگي و گرفتن انواع مالياتها، مانند جزيه و خراج و غيره، به مسكوكات دست مي يافتند . لكن از آنجا كه مسكوكات متعدد عيار و وزن آنها گوناگون و متفاوت بودند، كم كم وظيفه استاندارد نمودن وزن و عيار مسكوكات بر عهده خليفه گذاشته شد. پس براي اولين بار در سال 76 هجري به دستور عبدالمك مروان، خليفه اموي ، وزن و عيار مسكوكات فلزي رايج در ممالك اسلامي يكنواخت و استاندارد شد. از اين به بعد پول دولت اسلامي استقلال يافت و تنها به نقوش اسلامي مزين گرديد.
ولي اولين سوء استفاده حكومتي از پولهاي مردم نيز در زمان همين خليفه اتفاق افتاد . زيرا كه خليفه وزن مسكوكات رايج را كه به دوران خسرو دوم پادشاه ساساني تعلق داشتند هر درهم بطور متوسط 11/4 گرم نقره خالص وزن داشت كاهش داد. همين طور وزن درهم يا درهم هاي يزد گرد سوم ، آخرين پادشاه ساساني كه 97/3 گرم نقره خالص وزن داشتند، را نيز كاهش داد. خليفه وزن درهم قانوني جديد را برابر 97/2 گرم نقره خالص، كه برابر 7/0 مثقال شرعي بود، قرار داد. وزن مسكوكات جديد 72 درصد و 74 درصد وزن مسكوكات ساساني بودند. پس خليفه اموي حدود 25 درصد از وزن مسكوكات متعلق به مردم را كاست و ما به التفاوت دكتر اكبر كرباسيان
آن را به نفع حكومت و بيت المال ضبط نمود. جالب توجه اينكه بعضي از خلفاي ضد ايراني بعدي و عمال آنها، مانند حجاج بن يوسف، بر اين اصرار داشتند كه ايرانيان ماليات خود را با مسكوكات سنگين تر ساساني پرداخت نمايند. عبدالملك وزن دينارهاي طلايي هراكليتوس، امپراتور روم، را نيز كاهش داد. هر دينار رومي 55/4 گرم طلاي 98-96 درصد خالص وزن داشت. خليفه وزن مسكوكات طلايي جديد را برابر 25/4 گرم طلاي خالص قرار داد، كه در آن زمان يك «مثقال شرعي» يا يك «دينار قانوني» ناميد شده نسبت تبديل بين دينار طلا و درهم نقره نيز يك برده (يك دهم) تعيين گرديد. اين نسبت البته ثابت نماند و بعدها، به علت تغيير در عرضه و تقاضاي اين فلزات در سرزمين هاي اسلامي تغيير كرد. ولي كميابي نسبي در عرضه اين فلزات و ثبات نسبي در حجم پولهاي رايج، قدرت خريد پولهاي رايج را در طول زمان كم و بيش ثابت نگه مي داشت.
در صدر اسلام دوره هاي استثناء نيز وجود داشتند. هنگامي كه مسلمانان كفار را شكست مي دادند ، در قالب فلزات گرانبها، غرامت سنگيني را از كفار مي گرفتند . اين وضعيت ابتدا در زمان خليفه دوم روي داد. غنائم و مسكوكاتي كه در اثر حملات مسلمين به ايران و شكست نهايي ايرانيان به سرزمين خليفه وارد شدند، رابطه مقدار پول در گردش و مقدار كالا و خدمات را بر هم زد. در اين زمان به علت فراواني پول قدرت خريد پول تنزل كرد و قيمت اجناس رو به افزايش گذاشتند. وضعيت تورمي حتي در دوران خليفه سوم، در پايتخت حكومت اسلامي به ثبت رسيده است.
عكس اين وضعيت نيز صادق بود. هنگامي كه حكومت اسلامي در جنگي شكست مي خورد و مجبور به پرداخت غرامت مي شد، از مقدار طلا و نقره رايج در كشور كاسته مي شد. در اين زمان به علت كميابي پول فشارهاي ضد تورمي باعث افزايش قدرت خريد پول مي شدند و قيمت كالاها و خدمات كاهش مي يافتند. ولي در دوران صلح و آرامش از فشارهاي تورمي خبري نبود. زيرا ارزش پولهاي رايج در طول زمان كم و بيش ثابت بودند و قيمت ها به گونه اي كه ما امروزه در ايران مي شناسيم ، افزايشي نداشتند. اسلام خريد و فروش را جايز دانسته و ربا، يا مازاد طلبي در قرض را تحريم كرده است. ربا هنگامي صورت مي گرفت كه براي مثال شخصي مقدار معيني مسكوكات ، با وزن و عيار معين، و يا هر كالاي ديگري را براي مدت معيني به شخص ديگري قرض مي داد، ولي در سررسيد با شرط قبلي مقدار بيشتري مسكوكات، با همان وزن و عيار معين، پس مي گرفت. برحسب دستور اسلام وام دهنده مي بايست همان قدرت خريدي را دريافت كند كه واگذار كرده است، نه بيشتر و نه كمتر. در غير اين صورت وام دهنده مرتكب ربا خواري مي شد كه از معاصي كبيره بوده و حرام غير جايز است.
رواج پول كاغذي تبديل پذير
بدين ترتيب پول، برعكس روزگار فعلي ، در صدر اسلام از مسكوكات فلزي با ارزش ، كه داراي قدرت خريدهاي نسبتا ثابت بودند، تشكيل مي شد. بانكهاي تجاري و بانكهاي مركزي هنوز ابداع نشده بودند. اسكناس و سپرده هاي ديداري نيز ، به عنوان ساير ابزارهاي وسيله پرداخت ها در معاملات ، وجود نداشتند. پول كاغذي ، كه ما آن را «اسكناس » مي ناميم و اكنون در سرتاسر جهان و ايران متداول شده است، اولين بار در قرن نهم ميلادي در كشور چين تهيه شد و مورد استفاده قرار گرفت. اين پديده بلافاصله به ايران نيز معرفي مي گرديد. پس در دوران حكومت گيخاتوخان، كه از اعقاب مغولهاي حاكم بر ايران بود، پول كاغذي به نام «چاو» براي مدت بسيار محدودي با زور و فشار حكومت در ايران به جريان افتاد. ولي چون در چاب مقدار اين پول ، در برابر پولهاي فلزي، زياده روي شده بود بزودي «چاو» ارزش خود را از دست داد و كاربري آن در ايران كلا متوقف گرديد. پول كاغذي چند صد سال بعد دوباره رايج شد و ابتدا در اروپا مورد توجه زرگران و صرفان سوئدي ، انگليسي و فرانسوي قرار گرفت.
چنانكه انتظار مي رود ، در ابتدا پذيرش پول كاغذي توسط مردم در آن كشورها بسيار كند بود. مردم در برابر واگذاري يا حفظ مسكوكات خود از زرگران معتبر «قبض رسيد سپرده مسكوكات فلزي» كه در هر لحظه به مسكوكات سپرده خود قابل تبديل بودند، دريافت مي نمودند. سهولت در امر حمل و نقل و نگهداري پذيرش اين «رسيد سپرده ها» را، كه به رويت تبديل پذير بودند، به تدريج در داد و ستدهاي مردم گسترش داد. تا اينكه زرگران و صرافاني كه در ابتدا اين وسيله پرداخت جديد را رواج دادند بزودي وضعيت جديدي را، كه بسيار سودآور هم بود، كشف كردند. صرافان متوجه شدند كه كمتر پيش مي آيد صاحبان سپرده هاي مسكوكات فلزي، همه در يك زمان، براي تبديل كردن رسيدهاي كاغذي خود به اين «رسيد سپرده ها» را، كه به رويت تبديل پذير بودند، به تدريج در كي از مؤلفه هاي بزرگ ارتباطي، و وجود رسانه ها و آموزش و پ مسكوكات فلزي مراجعه كنند. در شرايط عادي و معمولي صاحبان سپرده تنها از حدود يك سوم اين مسكوكات استفاده مي كنند. حدود دو سوم سپرده هاي مردم دائما نزد صرافان راكد مي ماند.
كشف اين راز بزرگ صرافان را به افكر انداخت تا مقدار «قبض رسيدهاي سپرده» را بيشتر از آنچه كه قبلا به صاحبان سپرده مسكوكات داده اند، صادر كنند. سپس اين رسيدها را به بازرگانان وام دهند. بدين ترتيب صرافان، به اعتبار سپرده هاي مردم كه در اختيار داشتند، توانستند بهره بيشتري كسب كنند. در واقع نطفه بانكهاي تجاري (سود دهنده) در همين مقطع بسته شد. هنگامي كه صرافان اين اسكناسهاي تبديل پذير، ولي بدون صدر درصد پشتوانه فلزي ، را به جريان انداختند حجم پول در گردش ، كه مورد نياز جامعه نيز بود، افزايش يافت. صرافان، ضمن اينكه به جامعه خدمت مي كردند، سود بيشتري نيز كسب مي نمودند. ولي پول كاغذي كم كم در معاملات و داد و ستدهاي مردم جاي خود را باز كرد. بعدها همين صرافان و زرگران بودند كه در اثر پيشرفت هاي حقوقي و قوانين مدني ، به بانكهاي تجاري مبدل شدند.
اكنون نيز بانكهاي تجاري، همانند صرافان اوليه، قادر به خلق پول و افزايش حجم آن در اقتصاد كشور هستند. آنها اين عمليات را با پذيرش سپرده هاي نقدي مردم به حسابهاي ديداري و صدور دسته چك انجام مي دهند. عمليات اين بانكها البته بر پايه هاي علمي و مديريتي جديد استوار است. اين بانكها نيز از سپرده هاي مردم كه در شرايط معمولي و عادي حدود دو سوم يا كمتر آنها هميشه در بانك موجود مي ماند، جهت پرداخت وام به مردم استفاده مي كنند و سود كسب مي نمايند.
در پي پذيرش روزافزون پول كاغذي و رواج قبض رسيد سپرده هاي استاندارد شده ، به صورت اسكناسهاي رايج، اعتماد مردم به قدرت نقدينگي بانكها و قابل تبديل بودن اسكناسهاي آنها به پول فلزي قرار داشت. هنگام بروز جنگها و يا اغتشاشات عمومي، اعتماد مردم از بانكها سلب مي گرديد. در اين هنگام بانكهاي تجاري ، كه به اندازه كافي پول فلزي موجود نداشتند و نمي توانستند در زمان همه متقاضيان خود را راضي كنند، يكي پس از ديگري دچار ورشكستگي مي شدند. در بسياري موارد تنها بخشي از سپرده هاي مردم به آنها مسترد مي گرديد. جهت تامين مالي بيشتر به مردم و نظارت بهتر بر عملكرد بانكهاي تجاري بود كه بعدها بانكهاي مركزي ، كه «بانك بانكها» ناميده مي شدند، نيز ايجاد شدند.
************************************************************
پول از جمله مهمترين اركان زندگي روزمره مردم است . اما كمتر به تاريخچه اين بخش جدايي ناپذير از زندگي اين روزهاي مردم ايران توجه شده است. در روزهاي اخير نداهايي ضعيفي در رابطه با تغيير واحد پولي ملي ايران، ريال به گوش ميرسد. ارزيابي اينكه آيا اين روال ميتواند كمكي به وضعيت اقتصادي رو به افول و بحرانزده ايران بكند ، بحثي فني در حيطه علوم اقتصادي است. اما بهرحال تغيير واحد پول، اگرچه براي نسلهاي كنوني امري غير قابل تصور است ، اما اين اتفاق چندين و چند بار در ايران اتفاق افتاده است. تاريخچه مختصري از پول را در وبلاگ ارزيابي شتابزده پيدا كردم كه آنرا با اندك تغييراتي بازگو ميكنم:
واحد پول ايران بر مبنای «دينار» بنا شده. دينار، واحد قديمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «ديناريوس» خوانده می شد. يک ديناريوس روم شرقی برابر با يک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد.اين واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبديل شد به ديناری که امروزه هم در کشورهای عربی ازش استفاده می شه. به همين ترتيب، سلطنتها و حکومتهای ايرانی هم از دينار استفاده می کردند. اما به تدريج، در نتيجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتياج به واحدهای پولی بزرگتر پيش اومد. اين واحدها همه بر مبنای دينار بنا شده بودند. اولين واحد پولی، سکه صد دينار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم خودش، «محمودی» ناميده می شد. در همون زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه ديناری ضرب کردند که «شاهی» ناميده می شد. در حقيقت، يک شاهی، نصف يک محمودی يا به عبارت ديگه، يک محمودی، دو شاهی بود. بعد از اون، تا زمانهای طولانی، سکه های نقره مورد استفاده، همين شاهی و محمودی بودند. واحدهای ديگری مثل «قران» (هزار دينار) و تومان (10000) دينار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا" هيچ سکه ای به نام قران يا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار می ياد. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود ديد: فرمانده ده هزار نفر). در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب يک سکه کرد به ارزش 200 دينار يا دو محمودی. اين سکه به «عباسی» معروف شد و بسيار مورد استفاده قرار می گرفت. در همين زمان، با باز شدن پای پرتغالی ها در ايران، سکه های پرتغالی در ايران رايج شد. اين سکه ها «رئال» نام داشتند ( که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزيل است). اين واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق 1175 دينار گرفته شد و در ايران به اين اندازه خريده می شد.
سکه رئال پرتغال در ايران به عنوان ريال رواج پيدا کرد و کم کم دولت ايران هم خودش دست به ضرب سکه های ريال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم ميلادی، نادرشاه افشار هم يک نوع سکه به ارزش 500 دينار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خيلی زود مردم بجای نادری، شروع کردند به استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دينار: 500 دينار= ده شاهی). در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ايران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار ديناری و دوهزار ديناری هم ضرب شدند (يک قرانی و «دوزاری»). اما در ابتدای سلطنت پهلوی که قرار شد واحد پول ايران يکدست بشه، سکه های ريال بجای 1175 دينار به مبلغ 1000 دينار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول شد «ريال». همين ريال (يا به لفظ مردم، «قران») است که امروزه هم واحد پول رسمی ايران به شمار می رود. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناسهای پنج ريالی و ده ريالی (يک تومانی) چاپ شدند که هنوز هم در دست مردم برای کلکسيونهای مختلف پول هست. بقيه تاريخچه و چاپ اسکناسهای بزرگتر و غير معمول شدن سکه های صناری و ده شاهی، در ياد و خاطره بيشتر آدمهای امروزه هست.
تومان به عنوان واژهاي كه امروز كاربردي بيشتر از ريال، واحد پول رسمي دارد، از واژه تركي به معناي دههزار وارد زبان فارسي شده است. تومان تا پيش از 1310 واحد پولي معادل با 10000 دينار بوده است. پيش از آن ،حدفاصل سالهاي 1798 تا 1825 ميلادي تومان واحدي معادل 8 ريال بوده است ، كه هر ريال خود معادل 1250 دينار ميبوده. در اين دوران يك قران واحدي برابر 1000 دينار يا يك دهم تومان بود. اما پس از سال 1932 ميلادي، 1310 هجري شمسي هر تومان با 10 ريال معادل شد و از آن پس تومان، عملا واحد پول غير رسمي در زندگي روزمره ايرانيان شد.
*****************************************************
سکه
کوروش و کمبوجیه به علت گرفتاریهای مملکتی و عدم ثبات اوضاع یا علل دیگر، دست به ضرب سکه نزدند. از میان شاهان هخامنشی نخستین بار داریوش سکه ضرب کرد. تاریخ نخستین ضرب سکه به احتمال پس از ۵۱۴ پیش از میلاد است چرا که در پی ساختمانی کاخ داریوش در تختجمشید که تاریخ ساختش ۵۱۴-۵۱۷ میلادیاست جز سکههای کرزوس از شهرهای یونانینشین به دست نیامدهاست.
سکههای زر را دریک (داریک) و سکههای سیم را شِکِل (سیگلو) میگفتند. وزن دریک ۸٫۴۲ گرم و و وزن شِکِل ۵٫۶۰ گرم بود. عیار سکههای دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونههای به دست آمده معلوم شدهاست که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ میداشتهاست. این خلوص بالا باعث رواج این سکه شد و همواره سکههای طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در اواخر دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد. کیفیت سکههای زر در تمام دوران هخامنشی ثابت ماند.
دریکها و شِکِلها دارای نقش «کماندار پارسی»اند. این نقش در طول دو قرن سلطنت هخامنشیان تغییراتی داشت. از آنجا که سکههای هخامنشی تاریخ ضرب ندارند از روی قراین دیگر نقشهای مربوط به دوران هر پادشاه را تعیین کردهاند. سکههای هخامنشی جز موارد استثنایی تنها در یک سو دارای نقش هستند و پشت آنها معمولاً فرورفتگی مربع شکل و ناهمواریهای نامنظمی وجود دارد. اینها اثر قسمت برجستهٔ سندانیاست که هنگام چکشزدن بر سکه گذاشته میشد.
در زمان هخامنشیان بعضی ساتراپیها هم که در ادارهٔ امور داخلی خود آزاد میبودند سکههای مخصوص به خود ضرب میکردند که مثلاً تصویر الههٔ مورد پرستششان روی آنها نقش شده بود.

واحد پول ایران در اواخر دوره قاجاریه تومان بود و کوچکترین واحد پول قدیم (تا آخر دوره قاجار) در ایران دینار بود. یک تومان معادل ده قران و برابر هزار دینار بود. سکه اسپانیایی رئال پس از ورود به ایران با نام ریال بر مبنای وزنش، مطابق ۵/۱۱۷ دينار گرفته شد اما از آغاز دوران رضاشاه پهلوی سکههای ريال بجای ۵/۱۱۷ دينار به مبلغ ۱۰۰ دينار (مطابق قران) کاهش داده شدند. بنابر این قران و ریالی که امروزه ما بکار میبریم مقداری با مفهوم آن در دوران قدیم متفاوت است
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی بموجب قانون آحاد، پول ایران تغییر یافت و واحد پول به ریال تبدیل گردید.
واحد قدیم برابری با دینار
شاهی ۵ دینار
محمودی (صددینار: صَنّار) ۱۰۰ دینار
عباسی ۲۰ دینار
نادری (دهشاهی) ۵۰ دینار
قران ۱۰۰ دینار
ریال ۱۱۷.۵ دینار
دوزاری ۲۰۰ دینار
پنجزاری ۵۰۰ دینار
تومان(واحد غیررسمی پول ایران) ۱۰۰۰ دینار
ریال(واحد رسمی پول ایران) ۱۰۰ دینار
