آرزویی برای خودمان و همه
بگذاریداسمش را بگذاریم قسمت . قسمت نبود که تاحالا برای وبلاگ کارکنان بانک صادرات چیزی بنویسم که البته می دانید حکایت قدیمی بی وقتی و کارهای روزمره و البته کم همتی را ...
سال نو مبارک ُ تقدیر مبارکی است که اولین مطلب با آمدن نوروزباستانی مصادف شود ُ امیدوارم همه آدمها حتی آنهایی که توی عمرشان اسم نوروز به گوششان نخورده ُ همان هایی که شاید ایران را به سختی روی نقشه پیدا می کنند سال خوبی داشته باشند گاهی که بشودبی فکر و نگرانی از حرف این و آن و اضطراب با و بی دلیل خندید
می خواستم در همین نوشته اول زبان به گلایه باز کنم و از قصه پر غصه بانکداری در سال گذشته بگویم اما بهتر است فعلا از خوشی هایی که داریم و خوبی هایی که در انتظارمان است حرف بزنیم .
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می خوانند .
