تبليغاتX
کارکنان بانک صادرات ایران

کارکنان بانک صادرات ایران

اخبار بانک صادرات و شبکه بانکی،اطلاعات بانکی و بانکداری ، نظرات و پرسشهای مشتریان و کارکنان

اگر شما یک مدیر بودید !

یک پرسش امروز ذهنم به خودش مشغول کرده !

ایا ضروری است که کارکنان دارای یک حس خوب یا ذهنیت مثبت نسبت به مدیران خود باشند ؟

به این فکر کنید که شما امروز مسئول شعبه ، مدیر حوزه یا مدیر عامل استان خودتون هستید !

برای انتقال برنامه های مدیریتی خود به رده های مختلف سازمانی چه برنامه ای را در پیش می گیرد ؟

تصور کنید اولین روزی است که با عنوان مدیرت یک استان در یک شعبه حضور یافته اید ! به چه چیزهایی را برای تاثیر گذاری بیشتر بر کارکنان خود تاکید خواهید داشت ؟

مثلا اگر شیشه های بانک زیاد تمیز نبود ، با کارمند شرکتی چه خواهید کرد ؟ عذر او را می خواهید یا به مسئول شعبه تذکر دوستانه ای می دهید تا از این به بعد بیشتر از قبل رعایت حفظ پاکی و تمیزی محیط شعبه رعایت شود ؟ و ایااگر باجه های یک کارمند منظم و مرتب نبودند ؟

اگر عملکرد یک شعبه مناسب نبود ، ایا همان جا به کارکنان شعبه می گویید که این چه وضعی است که شعبه شما در منابع و مصارف و مطالبات دارد و دستور می هید تا بهبود وضعیت فعلی شعبه تمامی پاداشهای متعلقه به کارکنان ان شعبه را به حالت تعلیق در بیاورند ؟

ایا به تحویلدار شعبه این فرصت را می دهید تا با شما همکلام شود ؟

اگر قرار باشد  ، یک همایش در جمع کارکنان محلی برگزار شود ، همه کارکنان را دعوت می کنید یا تنها حضور  مسئولان شعب را کافی می دانید ؟

اگر تمایل به تشویق و تقدیر از رشد مطلوب یک شعبه را داشته باشید ، ایا از همه کارکنان ان شعبه تقدیر خواهید کرد و یا تنها مسئول شعبه را پاداش می دهید ؟

اگر در یک شهر حضور یافتید ، به دورترین شعبه از نظر بعد مسافت سر می زنید ؟ 

اگر شعبه دارای عملکرد مطلوبی بود ایا به ان شعبه سرکشی می کنید یا فقط به همان چند شعبه در مسیر راه خود می روید ؟

ایا دوست دارید کارکنانی داشته باشید که این قبیل پرسشهایی را در ذهن خود دارند ؟!

و ایا هیچ نیازی به رفع چالش های فکری و ذهنی کارکنان خود نسبت به روشهای مدیریتی خود احساس می کنید ؟

به نظرم باورها و ذهنیت های مدیران و کارکنان یک سازمان در قبال یک دیگر نقش تعین کننده ای در هموار سازی انتقال اهداف و برنامه های سازمانی ایفا می کند و همچنین مدت فرایند اجرای برنامه و در نهایت میزان بهره وری و عملکرد بهینه سیستم ،  نیازمند درک متقابل کارکنان و مدیران از یکدیگر است .

مسئله مهم دیگر این است که باید کارکنان را در یک صف و کنار دست هم دید و از انها خواست در کنارتان باشند نه اینکه انها را در یک ردیف و پشت سر هم ببینید و ....

پ.ن :  یک نکته ای هم درباره عملکرد کارکنان که زیاد می شه در کارهای خودمون یا همکاران مشاهده کرد ، این هست که اگه قرار باشه یا اصلا شایعه بشه که امروز و فردا مدیر می یاد این حوزه یا استان بازدید ، یا بازرس می خواد بیاد ، خیلی از کارها درست و بر خلاف معمول همیشه صحیح و اصولی انجام می شند و خیلی چیزها سر جاشون قرار می گیرند . مثلا سعی می کنیم کنار دستمون تمیز باشه ، به مشتری لبخند بزنیم و باهاشون خوش بش کنیم (در زمان بازدید) ، یک سری از امار و اطلاعات به ذهن بسپاریم و ...

از این قبیل موارد به شخصه بدون تعارف در کار خودم و شاید در همه همکاران به چشم خواهد خورد . البته این گونه نحوه انجام کارها و یک حس ترس  هنگامی که احساس می شه ، بر کارها نظارتی وجود داره به یک اخلاق اجتماعی در جامعه ما تبدیل شده و تنها مختص بانک یا کارکنان سازمان ها نیست .

هر وقت به موقعیتی رسیدیم که مثلا در صورت نبودن مامور و خلوت بودن چهار راه باز هم از چراغ قرمز عبور نکنیم ، می تونیم به فرجام مثبت کارهای خودمون امیدوار باشیم و این ادعا رو داشته باشیم که درست کار می کنیم . باید خیلی تمرین کنیم تا بجای زیاد کار کردن به درست کار کردن عادت کنیم .

پ .ن 2: کجایند مردان بی ادعا !؟...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 17:18  توسط مهدی صمدی   | 

اعلام نتایج قرعه کشی حسابهای پس انداز بانک صادرات ایران

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:13  توسط مهدی صمدی   | 

پیام مدیریت محترم عامل به کارکنان بانک صادرات


عشق را در جان خود پرورده ايم                        هفت گوهر ارمغان آورده ايم

هفت جام از هفت ساقي هفت دست           تا رويم از نو به ميدان مست مست

همکاران و همراهان گرامي  
سلام
خداي را سپاس مي گويم که در اين برهه تاريخي بانک صادرات ايران و پس از واگذاري سهام اين بانک مردمي به مردم، توفيق خدمت گزاري و همکاري با مجموعه اي از دلسوزان و تلاشگران عرصه بانکداري را نصيب اينجانب کرد.

نيک مي دانيم که اعتبار اين بانک بزرگ در سايه تلاش پيشکسوتان و همت والاي کارکنان پرجوش و خروشي مي باشد که خدمت به مردم را به مثابه عبادت دانسته و در راه اعتلاي سازندگي کشور از هيچ کوششي دريغ نمي ورزند.
ترديدي نيست که در آغاز رويشي ديگر با بهره گيري از تجارب سازنده، مشارکت و هم نوايي را در نيل به رشد و شکوفايي اقتصاد کشور به کار گيريم و با نگرشي تحول گرا و آينده نگر شعار « هر شعبه يک بانک» را به منصه ظهور برسانيم.
براي تحقق اين مهم کسب رضايت مشتري و فعاليت بر محور ظرفيتهاي استاني در بخشهاي مختلف اقتصادي و مديريت منابع و تخصيص بهينه و مديريت شده مصارف جهت ارتقاء سهم بازار به حداقل 20 درصد در کوتاه مدت بويژه جذب منابع ارزان قيمت، افزايش سودآوري و وصول مطالبات معوق امري اجتناب ناپذير است.
در تولد و نگرش جديد بانک صادرات ايران همه در توفيقات و کاميابي ها سهيم هستيم . لذا بر همکاران عزيز فرض است تا وظيفه خود را در اين مشارکت همه جانبه به نحو مطلوب ايفا نمايند.
رجاء واثق دارم که ايده« بانک صادرات ايران الگويي براي نظام بانکي » با همت شما همکاران ساعي درآينده تحقق خواهد يافت.


بردار كوچك شما – سيد محمد جهرمي

پ.ن۱ : ‌مديرعامل بانك صادرات ايران گفت: در كشور افزايش نقدينگي داريم اما مديريت نقدينگي نداريم

پ.ن ۲:جهرمي خبر داد:اعطاي كارت‌هاي اعتباري قرض‌الحسنه به اقشار كم‌درآمد جامعه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:10  توسط مهدی صمدی   | 

بیشتر مراقب باشید ...

پ.ن 1 : وزیر بهداشت: موج شیوع آنفلوآنزای نوع A قابل پیشگیری نیست/ جراید

پ.ن 2:درباره مدیریت و کارکنان، در هتل استقلال خبرهای ناخوشایندی شنیدم !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:54  توسط مهدی صمدی   | 

رئیس ، مدیر ، رهبر ...

ریاست ، مدیریت ، رهبری ...

به نظرم برای دستیابی به نتایج مورد انتظار و شایسته برای یک سازمان باید پیش و بیش از انکه به اصلاح ساختار اداری توجه داشت، باید به تغییر در نگرش بزرگان سازمان در قبال نوع اداره و کنترل سازمان و کارکنان پرداخت .

اصلاح ساختار سازمانی بدون تغییر و تحول در فرهنگ سازمانی یک نتیجه نامطلوب به همراه خواهد داشت

براستی ایا این توانایی و اراده در مدیران ما برای تغییر وجود دارد ؟

ایا یک مدیر تا به حال به این فکر کرده که چه تعداد از کارکنان سازمان از روی علاقه و با صمیم قلب در خدمت سازمان هستند و چه مقدار فقط به بهانه افزایش ضرایب و پاداش و مزایا ؟

و چرا در یک سازمان قانون پارکينسون را می توان به عینه مشاهده کرد ؟

و ایا ....

بارها سعی کردم یک تغییر در نوع رفتار و نگرش خودم در سازمان در قبال همکاران و مشتریان و همچنین انجام  کارهایی که بر عهده من گذاشته می شه ، داشته باشم . اما یابد اعتراف کنم گاها خیلی زود دلسرد می شم و انگیزه ای برای تدوام در کارها باقی نمی مونه !  بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه می رسم که شرایط برای تغییر رفتارهام مهیا نیست .

حال بیان و درک اینکه تا چه حد این وضعیت ، نشان از ضعف و ناکارامدی بنده و امثال من هست و یا بیان کننده ضعف ، سستی و ... خطوط و اصول حاکم بر رفتارهای سازمانی ما ، با خود دوستان و همکاران خواهد بود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:3  توسط مهدی صمدی   | 

انتخاب مدیر ...

شرکتی قصد داشت برای مدیریت و رهبری یکی از پروژه های بزرگ و کلیدی خود مدیری استخدام کند. بنابراین مدیر ارشد شرکت شخصاً خود مصاحبه استخدامی را انجام می داد. در مصاحبه نفر اول، مدیر ارشد گفت: «درباره کارکنان سازمان قبلی خود توضیح دهید.»

مصاحبه شونده پاسخ داد: «آنها تنبل بودند و تحصیلات کمی داشتند. شما باید همیشه حواستان به آنها می بود زیرا دائماً سعی می کردند کم کاری کنند یا محل کار خود را ترک کنند. در برقراری ارتباط ضعیف بودند، در مقابل تغییر مقاومت می کردند و فقط به فکر خودشان بودند.»

مدیر ارشد گفت: «این خیلی بد است. متأسفم که بگویم همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت و به نظر نمی رسد شغلی باشد که شما از آن لذت ببرید.»

در مصاحبه نفر بعدی نیز، مدیریت ارشد همان پرسش را مطرح کرد. نفر دوم گفت: «آنها واقعاً عالی بودند. اگر چه خیلی از آنها نمی توانستند بخوانند و ما در برقراری ارتباط با یکدیگر مشکل داشتیم، اما خیلی علاقمند به بهبود و پیشرفت بودند. وقتی همدیگر را بهتر شناختیم، آنها همیشه سعی می کردند به همدیگر کمک کنند و با هم کار کنند.»

مدیر ارشد گفت: «این بسیار خوب است. همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت.»
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 18:30  توسط مهدی صمدی   | 

بدون شرح ...

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:35  توسط مهدی صمدی   | 

سرمایه گذاری خوارزمی

شنیده ها حاکی از این هست که شرکت سرمایه گذاری خوارزمی برای سال 88 ، مبلغ 150 ریال بابت هر سهم سود پرداختی خواهد داشت .

اما یک نکته درباره پرداخت سود سهام : امیدوارم که شرکت خوارزمی برای تامین سود سهام پرداختی به سهامداران را از فروش سهم خود در شرکت سرمایه گذاری غدیر در هفته های گذشته اقدام نکرده باشد .

که اگر چنین باشد ، باید توجه داشت که شرکت سرمایه گذاری غدیر در عرض چند هفته گذشته شاهد رشد قیمتی حدود 20 درصد بوده که خوارزمی با فروختن این سهم در این شرایط این رشد قیمتی را از دست داده است .

وقتی خوارزمی قشنگ ما فعلا از ارزش معاملاتی مناسبی برخوردار نیست ، شایسته نیست که سهامداران و کارکنان باید از سودی که به راحتی با توجه به رشد قیمتهای نفت قابل پیش بینی بود ، محروم بمانند .

امیدوارم که همکاران عزیز روزی از داشتن سهام خوارزمی با مدیریت هوشمندانه عزیزان در خوارزمی لذت ببرند .

پ.ن : از وقتی صحبت از حضور ملت در بلوک مدیریتی مخابرات شد ،فکر می کنم که ای کاش هنوز سهم عمده خود را در غدیر داشتیم . یاد صحبت یکی از سرداران درباره غدیر افتادم که در کمتر دو ماه بعد از خرید بلوک غدیر بیان می کرد بیش از 10 درصد در سود هستیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 20:0  توسط مهدی صمدی   | 

جراحی اقتصادی !!

دو سه روز هست که که گاهی به شرایط پیشرو اقتصاد کشور فکر می کنم . بررسی طرح تحول اقتصادی و همچنین حذف صفرهای واحد پولی در کنار شرایط رکود اقتصادی در ذهن من ، اما و اگر هایی را شکل داده !

هر چند از علم اقتصاد و سواد تحلیل مسائل پولی و مالی بی بهره ام ! اما گاها به این نتیجه می رسم که شرایط و معادلات اقتصادی در حال یک جراحی پنهان هست که شاید به نوعی همان سنت همیشگی آزمون و خطا در حال اجرا می باشد ، اما این بار کمی محتاط تر و دور از توجه افکار عمومی .

در انتهای همه تفکرات ناقص و ناصواب من ، وضعیت مورد انتظار برای شبکه بانکی است که به نظر می رسه  باید خود را برای یک دوره سخت اماده کند چون وضعیت فعلی نظام بانکی خود هر ماه و سال مهیا برای یک شوک می باشد . وقتی عزیزان اظهار می کنند که مطالبات شبکه بانکی و تنها مطالبات معوق دوبرابر سرمایه بانک هاست ، یابد بیشتر مراقب بود تا مبادا تاثیرات هر نوع تغییر در معادلات اقتصادی وضعیت را بیش از این ...

امیدوارم که همه چیز غیر اون چیزی باشه که حقیر فکر می کنم و همه جا امن و امان و همه به هوش و اگاه و همه چیر محیا برای جراحی اخر و برداشتن غده عظیم در اقتصاد ایران عزیز و رفع و ریشه کنی این ضعف همیشگی نظام مالی کشور باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 18:30  توسط مهدی صمدی   | 

به مناسبت سالروز درگذشت مهندس مفرح (1361/7/22)

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

  هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

  صحنه پیوسته به جاست

  خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

درباره مهندس مفرح کم و بیش شنیده اید و نظر اکثریت ، درباره مدیریت و عملکرد ایشان مثبت می باشد به گونه ای که روش مدیرتی و نتایج کارهای ایشان را تحسین آمیز می خوانند .

هر چند بر این باورم که حق مرحوم مهندس مفرح آنچنان که باید ، به دلایلی ادا نشده است و جای دارد که در تجلیل از ایشان به گونه ای دیگر و شایسته تر برنامه ریزی صورت بگیره .

امروز هم به همچون سالهای گذشته به بهانه سالروز در گذشت مهندس محمد علی مفرح چند کلمه ای نوشتم و امید وارم که همگی همکاران بانک صادراتی و همه دوستان و علاقه مندان به ایشان از خداوند برای شادی روح مهندس طلب مغفرت و آمرزش داشته باشند .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

پ.ن : به لطف یکی از همکاران مطالبی مرتبط با مهندس مفرح و مدیریت ایشان در دنیای اقتصاد مشاهده کردم که لینک مطالب در اینجا ثبت می کنم .

داستان زندگي مفرح كه بانك صادرات را بزرگ كرد

ژوئن 1962، نخستين بانك ايراني در اروپا

وقتي حقوق كارمندان يك دفعه 3 برابر شد

وقتي بانك صادرات فقط 6 شعبه داشت

نسخه‌هاي دكتر شاخت آلماني براي ايران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 13:16  توسط مهدی صمدی   | 

آفتاب خوبان ...

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

آفتاب خوبان

این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

آفتاب خوبان با صدای افتخاری

پ.ن : ۲۰ مهر ماه روز بزرگداشت یاد حافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 17:18  توسط مهدی صمدی   | 

صداقت !! ؟؟

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم.
 یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید.

مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود. یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود.

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست. یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند.

مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید . سیگاری آتش زد و به فکر فرو رفت. باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد. ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد:

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد.
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد. وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم.
 سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود.
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند.

اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست. او الان یک بازیگر است ..

پ .ن 1: صداقت و سلامت اخلاقی این روزها دیگر در خیلی از امور زندگی شخصی و اجتماعی جامعه ما دیده نمی شود.
اخلاق به کیمیایی نایاب مبدل شده و کسانی که هنوز خواهان این گنج هستند باید مرارت ها و رنجهای بسیاری را متحمل شوند .
شاید به نظر شما من کمی بد بین به مسائل پیرامون خود هستم اما خود شما هم می توانید حضور و وجود اخلاق ، درستی ، صداقت را در اطراف خود بسنجید.

و در مرحله بعد ببینید اگر بخواهید کارهای خود و دیگران را بر ساس معیار درستی و سلامت اخلاقی پیش ببرید تا چه حد موفق خواهی بود .

جای تعجب این جاست که دیگر انتظار نداریم در این جا و انجا ،کارها بر اساس اصول صحیح خود انجام بگیره و برای تسریع در انجام امور یا دور ماندن از درگیری و نزاع خود را مبتلا به کارهایی چون رشوه ، چاپلوسی ، ریا کاری و .. می کنیم.

وقتی رفتارهای سازمانی و اجتماعی افراد به یک امر برای تامین منافع شخصی و گروهی نزدیک می شود و هر کس هر چیز را که مطابق با میل و سلیقه شخصی خود است ، تایید می کند و منافع عمومی و سازمانی را نادیده می گیرد باید منتظر عواقب زیانبار این فرهنگ ناصواب باشیم .

وقتی دروغ گویی ، ریا کاری ، تملق گویی و چاپلوسی در یک سازمان و یک جامعه بهترین روش برای رسیدن به هدف ، رشد و پیشرفت باشد ، و به یک باور عمومی تبدیل می شود ، باید سخت در هراس بود تا مبادا به جایی برسیم که دیگر فرصتی برای جبران و بازگشت نداشته باشیم.

متاسفانه این بلای مصیب بار ، این روزها در همه مراتب و سطوح جامعه دیده می شود و در هر چه به سوی هرم بالای ساختار اجتماعی حرکت می کنیم ، میزان انحراف بیشتری را در بعضی موارد شاهد خواهیم بود . حال این که منشاء  شیوع این بیماری از کدام جهت بوده باید کنکاشی منصفانه داشت تا شاید بتوان زودتر مانع گسترش فزاینده  ان شد . هر چند معتقدم که فرصت زیادی برای ...

البته عده ای ممکن است این خطر را منکر شوند و به رشد نمودارها و اعداد ارقام را بدون نزول محسوس استناد کنند ، اما باید اذعان داشت که بار کج به منزل نمی رسد حتی اگر گذر زمان ، اعداد و ارقام و انکار واقعیت به بهانه مصلحت موجب غفلت ما شود .

سعی کردم به مصداقی برای این مطلب اشاره نکنم چون مطمئنا اگر شما هم این موضوع را تایید کنید ،موارد زیادی در محیط کار و سازمان و اجتماع و ... به ذهنتان خطور خواهد کرد.

پ.ن 2: ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم(دکتر شریعتی)
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 20:44  توسط مهدی صمدی   |